نشانی
  
 در دنیایی که حتی کوچکترین چیز های بین ما می تواند تغییر ایجاد کند شادی و محبت فراتر از بدی خواهد بود.
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 19 بهمن ماه سال 1386
اتفاق!!؟

سلامی         چو         بوی        خوش        آشنایی      ******    بدان       مردم       دیده       روشنایی

 

 درودی         چو      نور       دل       پارسایان      ******    بدان       شمع      خلوتگه       پارسایی

 

  بالاخره امتحاناتم 16بهمن تمام شد و نمراتی که تا الان زدن تقریبا عالی بودن قرار بود بعد از اتمام امتحاناتم یعنی روز پنجشنبه یه سفر یک هفته ای برم تهران و حتی بلیط هم گرفته بودم اما بدلیل یک اتفاق این سفر کنسل شد. چون چها رشنبه شب از ساعت 1 بامداد انتخاب واحدم برای ترم بعد شروع می شد تقریبا ساعت 9:30 دقیقه شب، هم برای خرید کارت اینترنت و هم بنزین کردن ماشین از خونه بیرون رفتم .ماشین رو که بیرون بردم دیدم در عقب بازه چون عجله داشتم سریع پیاده شدم و در عقب رو بستم همین که می خواستم سوار شم یهو در بر می گرده و با صورت محکم می خورم به قسمت نوک تیز در ماشین، یه لحظه جلوی چشام سیاهی رفت و دیدم خون از صورتم می ریزه سریع دویدم توی خونه دیدم زیر چشمم به اندازه ی 1.5 سانتیمتر پاره شد. خوب بریدگی به گونه ای بود که مجبور شدم برم برای بخیه تا اون موقع هیچ مطبی باز نبود و رفتیم بیمارستان مرکزی شهر اونجا یه دکتری ویزیتم کرد و گفت برو پیش تزریقاتی بخیه ش کن. بالاخره خلاصه کنم که چون توی صورتم بود اجازه ندادم بخیه ش کنه و تا ساعت 2 نصف شب منتظر متخصص جراحی بودیم که توی اطاق عمل بود و بالاخره اومد و گفت که فردا بیا مطبم ودیروز رفتم و بخیه ش کرد.امیدوارم جاش توی صورتم نمونه.

 راستی توی بیمارستان مطلب زیر نوشته بود که واقعا مصداقش من بودم:

((اهمیت و فوریت هر کاری چندان زیاد مهم نیست که نتوان آنرا به طریق بی خطر انجام داد.))

   


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 5065


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها