اتفاق!!؟

سلامی         چو         بوی        خوش        آشنایی      ******    بدان       مردم       دیده       روشنایی

 

 درودی         چو      نور       دل       پارسایان      ******    بدان       شمع      خلوتگه       پارسایی

 

  بالاخره امتحاناتم 16بهمن تمام شد و نمراتی که تا الان زدن تقریبا عالی بودن قرار بود بعد از اتمام امتحاناتم یعنی روز پنجشنبه یه سفر یک هفته ای برم تهران و حتی بلیط هم گرفته بودم اما بدلیل یک اتفاق این سفر کنسل شد. چون چها رشنبه شب از ساعت 1 بامداد انتخاب واحدم برای ترم بعد شروع می شد تقریبا ساعت 9:30 دقیقه شب، هم برای خرید کارت اینترنت و هم بنزین کردن ماشین از خونه بیرون رفتم .ماشین رو که بیرون بردم دیدم در عقب بازه چون عجله داشتم سریع پیاده شدم و در عقب رو بستم همین که می خواستم سوار شم یهو در بر می گرده و با صورت محکم می خورم به قسمت نوک تیز در ماشین، یه لحظه جلوی چشام سیاهی رفت و دیدم خون از صورتم می ریزه سریع دویدم توی خونه دیدم زیر چشمم به اندازه ی 1.5 سانتیمتر پاره شد. خوب بریدگی به گونه ای بود که مجبور شدم برم برای بخیه تا اون موقع هیچ مطبی باز نبود و رفتیم بیمارستان مرکزی شهر اونجا یه دکتری ویزیتم کرد و گفت برو پیش تزریقاتی بخیه ش کن. بالاخره خلاصه کنم که چون توی صورتم بود اجازه ندادم بخیه ش کنه و تا ساعت 2 نصف شب منتظر متخصص جراحی بودیم که توی اطاق عمل بود و بالاخره اومد و گفت که فردا بیا مطبم ودیروز رفتم و بخیه ش کرد.امیدوارم جاش توی صورتم نمونه.

 راستی توی بیمارستان مطلب زیر نوشته بود که واقعا مصداقش من بودم:

((اهمیت و فوریت هر کاری چندان زیاد مهم نیست که نتوان آنرا به طریق بی خطر انجام داد.))