باران که می بارد......

با سلام، یه مدت حسابی سرم شلوغ بود و نتونستم وبلاگ رو به روز کنم . چند روزیه فرجه های امتحانات شروع  شده و مجبورم کمتر به روز باشم. درسای این ترم هم حسابی سختن و مجبورم زمان بیشتری رو بهشون اختصاص بدم. امتحاناتم 18 دی شروع میشن و 7 بهمن تموم می شن و پشت سرهمن. این ترمی که گذشت به نظرم ترم خوبی بود هرچند درسام یه مقدار مشکل بودن ولی قابل تحمل بودن.

راستی فردا اول سال 2008 میلادیه و این سال ، سال رودکی نامگذاری شده امیدوارم این سال بدون تنش بگذره. سال 2008 بر مسیحییای جهان مبارک.

الان که این پست رو می نویسم بارون بسیار زیبایی در حال باریدن و حس و حالم کاملا بارونی شده. به خاطر بارندگی شعر زیر رو که احسان خواجه امیری خوندش رو به شما تقدیم می کنم:

 

باران که می بارد تو می آیی، باران گل ، باران نیلوفر

باران مهر وماه آیینه ، باران شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی ، از دشت شب تا باغ بیداری

از عطر عشق و آشتی لبریز ، با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد،غصه می سوزد،شب می گدازد،سایه می میرد

تا عطر آهنگ تو می رقصد، تا شعر بارون تو می گیرد

از لحظه های تشنه ی دیدار، تا روزهای با تو بارانی

غم می کشد ما را و می بینی ، دل می کشد ما را و میدانی.