دیشب آخرین شب، شبهای قدر بود بالاخره این سه روز هم بعد از یکسال انتظار که خیلی یا داشتن تموم شد.دیشب شب 23 ماه رمضان بود که من از خیلی یا شنیدم این شب به احتمال زیاد شب قدر اصلی بود من هم که متاسفانه دو شب قبلی رو نتونستم برم چون خیلی خیلی خسته بودم یا شاید هم الیاس نگذاشت برم . دیشب با چند تا از دوستان هماهنگ کردیم و با اینکه مصلی با خونمون 200 ٬ 300بیشتر فاصله نبود رفتیم حسینیه ی دانشگاه اونجا نسبت به مصلی خیلی جمع جور تر و خلوت تر بود. بعد از چند ساعت انتظار به علت مشغله ی امام جمعه بالاخره ایشون ساعت 12 اومدن. و ایشون صحبت هاشونو یه یک ساعتی طول فرمودن و بعد از اون مراسم شروع شد تا 3:45 صبح. دیشب نسبت به شب های قبل حسن های بیشتری داشت اینکه شب قدر که شب جمعه بود و سحرش سحر جمعه بود و ....
|