زیباترین مستند جهان زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
سریال های کره ای جدید
سریال تو کی هستی+روزگار شاهزاده
سریال های کره ای 2009 اینجاست!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

معافیت

بالاخره از خدمت سربازی معاف شدم البته من جدا" ترسی از خدمت نداشتم چون ترسی وجود نداره فقط زمانی که بایستی برای گذروندن اون طی بشه برای من مهم بود چون می شه این زمانو خیلی بهتر و مفیدتر گذروند . چند ماه پیش مدارکمو برای اعزام فرستادم که زمان اعزامم ماه 4 سال 89 بود اما بعدش به لطف خدا و اخویان از قانون سه برادری استفاده کردم و بعد از باطل کردن اعزام به خدمت کارهای معافیتو انجام دادم و هم اکنون در انتظار صدور کارت معافیت به سر می برم. در این زمان به سر بردن تنها کار مفیدی که می تونستم انجام بدم خوندن برای فوق بودش که اونم بدلیل فاصله ی چند ماهه ای که از درس خوندن گرفتم تا می یومدم دوباره حس و حالشو پیدا می کردم چند هفته ای طول می کشید. خوندن برای فوقو بعد از گذروندن همون چند هفته  شروع کردم خوب هم شروع شد ولی بعد از چند روز به علت وقفه ای که بینش پیش اومد دوباره خوندن رو موکول کردم به شنبه اما نمی دونم چرا این شنبه نمی یاد!!؟ به خودم می گم پسر تو دیگه بزرگ شدی اون شنبه شنبه کردنا برای دوران دبیرستانه نه الان که برای فوق می خوای بخونی. ولی فکر کنم دارم به اون شنبه نزدیک می شم شاید این شنبه بیاید شاید.

چند شب پیش در حال خوابیدن بودم و به موضوعی فکر می کردم و چون حوصله ی روشن کردن کامپیوترو نداشتم که توی دفترچه خاطرات کامپیوتریم بنویسمش توی Notes موبایلم نوشتمش حالا فکر کردم شاید بد نباشه اینجا هم منتقلش کنم :

01:49 am wed 09/12/2009

گاهی به این فکر می کنم که چه آینده ای پیش روست . گاهی می گم چه خوب می شد هر کس از آینده اش خبر داشت اونوقت هیچ دغدغه ای نداشت ولی وقتی بیشتر فکر می کنم می بینم چندان هم نمی تونه جالب باشه چون زندگی یعنی همین ندونستن پس گاهی ندونستن هم خوبه . هدف از دونستن آینده بیشتر دور زدن مشکلاته اما زندگی بر پایه همین موانع و مشکلات ساخته می شه شاید اگه می دونستیم دیگه هدفی وجود نداشت و کسی تلاشی نمی کرد. عدم آگاهی از آینده به صورت مطلق باعث می شه انسان در انتخاب مسیرش حق انتخاب داشته باشه . اتفاقات و هر چه برامون بوجود می یاد مطمئنا عاملی می تونه باشه برای آماده کردن یا محکمتر کردن فرد برای آینده ، گاهی گذر نکردن از این موانع می خواد به ما چیزی رو بیاموزه.

پس به این نتیجه رسیدم که همیشه قسمت مثبت نمی تونه برای مابهتر باشه . من احساس می کنم هر گاه بخواهیم به موارد اینجوری فکر کنیم سعی کنیم به نکات ضعف قسمتی که ما اونو خوشایندتر می دونیم توجه داشته باشیم و سعی نکنیم همیشه قسمت خوشایندترو بی نقص بدونیم . و در انتها خدا عالم است.

"" شاید مصیبت محبت باشد ، شاید محبت مصیبت کسی چه می داند.""   




عکس های مسافرت

تقریبا بعد از مسافرت آخری که یک روز قبل از شروع ماه رمضون بود همه ی روزهام تکراری شده و فعلا در تکرار به سر می برم و حرفی برای گفتن نیست فقط چند تا عکس از مسافرتهای این تابستون رو توی ادامه ی مطلب گذاشتم.

ادامه مطلب ...


مسافرت

با سلام ، تقریبا 5 ماهی از آخرین آپم می گذره .روزها مث برق و باد می گذرن. با یه چشم بهم زدن چندین ماه اومد و رفت . توی این مدتی که آپ نکردم یکی بخاطر ترم آخر و درگیر پروژه پایانی بودن بود و دیگه اینکه اتفاقاتی پیش اومد که مانع از این شد که حس و حال برای آپ کردن پیدا کنم.

امسال با خیال آسوده بدون اینکه هیچ دغدغه ای برای ترم بعد داشته باشم ( چون فارغ التحصیل شدم) به مسافرت رفتم و از مسافرت سالهای پیش بیشتر بهم خوش گذشت .

8 تیر بود که امتحانام تموم شد و شب همون روز رفتم تهران آخه خیلی خسته و کسل شده بودم و حتما نیاز به مسافرت داشتم چند روزی تهران بودم و بعدش همراه با خانواده به چالوس رفتیم . جالب بود توی اون موقع از سال شمال تقریبا جالب و دیدنییه.شهرهای مختلفی رو دیدیم اما جایی که خیلی بهمون حال داد روستای جواهر ده بود که در نزدیکی رامسر و در ارتفاعات رامسر قرار داشت . هدف ما برای رفتن به اونجا فقط این بود که چند ساعتی اونجا باشیم اما لطافت هواش به گونه ای بود که ما رو مجبور به یک شب موندن کرد. اگه گذرتون به رامسر افتاد حتما سری به جواهر ده بزنید .

بعد از تقریبا 12 روز از تهران برگشتم و دوباره بعد از یک هفته یه مسافرت دیگه پیش اومد و به اصفهان و شهرکرد رفتم که دیروز از مسافرت برگشتم.

بیشتر جذابیت اصفهان به زاینده رود بود که اونهم خشک شده بود خیلی از اصفهانیها خشک شدن زاینده رود رو بدلیل انتقال آب زاینده رود به قم می دونستن و می گفتن  پل های قدیمی که بر روی زاینده رود ساخته شدن نوع سازه شون به گونه اییه که حتما به آب نیاز دارن و خشک شدن زاینده رود در بلند مدت باعث تخریبشون می شه.

زاینده رود عامل بسیار مهمی در جذب توریسته ، می شد کم شدن مسافرتها رو به وضوح در خلوتی خیابونهاش دید البته نسبت به سالهای گذشته ، چون اصفهان به خودی خود شلوغه .

خب به هر حال مسافرت های امسال  هم به احتمال زیاد تموم شد و از هفته بعد بایستی دنبال کارهای خدمت سربازی برم تا هر چه زود تر بتونم سربازی رو بگذرونم . سربازی هم یه مشکلییه برای خودش ، زمانی چند ماهه رو که می تونی بهتر استفاده کنی تلف می کنه. به نظر من بایستی فقط آموزشی رو می گذروندیم چون ماهای بعدش فقط بیکار نشستن پشت یه میزه و اینم هیچ دردییو دوا نمی کنه.و هیچ کمکی به صنعت و اقتصاد کشور نمی کنه در حالی که اگه ماهای بعد از آموزشیو توی صنعت کار می کردیم حداقلش این بود که یه تجربه ی کاری پیدا می کردیم برای سالهای بعد از سربازی.

فردا به طور رسمی ماه رمضون شروع می شه امیدوارم در این ماه دلها از کدورت ها پاک بشه .

نماز روزتون قبول




نوروز مبارک

نوروز مبارک . این مدت اونقدر درگیر بودم که نتونستم پستی رو بنویسم هرچند اوقات بیکاری هم زیاد داشتم ولی خب حس نوشتن ایجاد نمی شد، ولی شکر خدا الان این حس ایجاد شده.

بالاخره تعطیلات نوروزی امسال هم تموم شد و از شنبه روز از نو روزی از نو. تعطیلات امسال خیلی خوش گذشت کلا جمعمون جمع بود و می شه گفت بیشتر روزها هم پیک نیک بودیم هرچند امسال بعلت بارش های کمی که داشتیم اوضاع طبیعت چندان خوب نبود ولی حداقل اینجا از مناطق دیگه استان خیلی بهتر بود و مسافرای نوروزی تقریبا زیادی اومده بودن. ضمنا چند روز پیش هم 2 روزی بارون بارید و حسابی خوشحال شدیم هرچند فقط باعث خنک شدن هوا شد و تاثیری روی سرسبز تر شدن نداشت .

دیروز و امروز هم به یکی از مناطق بکر ، که حدودا  2 ساعت با مرکز شهر فاصله داشت رفتیم و خیلی خوش گذروندیم ، دیروز توی همون منطقه بارون بسیار خوبی می بارید و حسابی خودمون رو زیر بارون خیسوندیم. 

امسال اتفاقات خاصی قراره بیافته ، فارغ تحصیل شدنم و احتمالا فوق و یا با احتمال بیشتر خدمت سربازی خب من در حال حاضر ترجیح می دم اول خدمت برم بعدش دوباره ادامه تحصیل هرچند ادامه تحصیل رو خیلی دوست دارم ولی خب ... .

 




بهار و زمستون

بوی بهار در مسجدسلیمان و کلا خوزستان در حال اومدنه زمستون هم انگاری داره تموم می شه و هنوز طعم زمستون های چند سال پیش رو نچشیدیم یادش بخیر یادمه چندین روز پشت سرهم بارون می بارید ، صدای رعد و برق (به زبان محلی Tash perkoan or ghorom teragh) چه حسی می داد  واقعا در حسرت چند بارون و صدای رعد وبرق موندیم نمی دونم چرا این چند سال زمستون اینقدر خشک وخالی داره تموم می شه شاید خیلی یا فکر می کنن هنوز زمستون که تموم نشده!!؟ ولی توی خوزستان این موقع از سال تقریبا هوا شکل بهار می گیره هرچند همه ی ماها آرزوی بهار رو داریم ولی وقتی زمستون خوبی نداشته باشیم بهارش هم چندان خوب نخواهد بود. امسال فکر کنم تعداد بارشهایی که داشتیم به تعداد انگشتان یک دست هم نرسه امیدوارم آسمون توی روزهای باقی مونده از زمستون بی نصیبمون نگذاره.

بعد از گذر از امتحانات میان ترم که یه مقداری مشکل بودن که تقریبا دو هفته پیش تموم شد فرصتی پیدا شد برای استراحت و تفریح که بعلت هوای بهاری اینجا ترجیح دادم به مناطق تفریحی اطراف شهر برم که بسیار آرامش بخش و جالب بود. هوای ابری و وزش ملایم باد خنک که رگه هایی از هوای سرد در اون احساس می شد و بوی مطبوع سبزه این نشانی از نزدیک شدن بهار است . در این بین هنگام عبور از یک راه خاکی  چشمم به قسمت هایی از زمین شد که ترک خورده و برآمده بود وقتی اون رو کنار زدم قارچ های سفیدی رو دیدم و از این بابت خیلی خوشحال شدم که علاوه بر آرامشی و سکوتی که اون فضا ایجاد کرده بود طبیعت چند قارچ هم من رو مهمون کرده بود. و سرانجام پس از چند ساعت به خونه برگشتیم. 



1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>